مصطفى بن محمد هادى خوئى

84

شرح دعاى صباح ( فارسى )

عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * عارف خام طمع در طمع خام افتاد « 1 » دلبرم آينه از بهر تماشا برداشت * اين همه نقش در آينهء اوهام افتاد اين همه عكس مى و نقش مخالف كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد در اين هنگام صور علميّه و اعيان ثابته و ظلمات ماهيّات كه مانند ليل مظلم و شب مدلهمّ بودند از قيد خفاء و استتار از بند بىخبرى و بىاثرى مسرّح و رها شدند و منشأ آثار و خواص گشتند و آن وقت وجود ذى جود آن شاهنشاه غيب و لا معلوميّت از غياهب تلجلج احتجاب خلاص شد . و شك نيست كه خفاء و اطلاق و عدم تعيّن من حيث هو هو بالنسبّة به مرتبهء ظهور و تقيّد و تعيّن ، لجلجه و پريشان گويى دارد و غياهب پريشان گويى و آشفته كلامى از براى او هست ، خلاصه چه عرض كنم ، فهم من فهم و ادرك من ادرك . حكايت شب هجران نه اين حكايتهاست * كه شمّه‌اى ز بيانش به صد رساله بر آيد و حقيقت از براى اين مطلب صد هزار رساله هم كافى نيست . خذ هذا و كن من الشاكرين ، و الحمد للّه رب العالمين . « و اتقن صنع الفلك الدّوّار في مقادير تبرّجه » يعنى : و محكم و استوار گردانيد خلق فلك بسيار نيك گردنده را در مقدارهاى خود آرايى و آراستگى آن فلك . بدان كه آرايش آسمان دنيا به زينت كواكب است ، كما قال اللّه تعالى : إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْكَواكِبِ . وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ . « 2 » و اگر مراد از فلك دوّار فلك قمر نباشد ، بلكه فلك هشتم باشد ، چنانچه

--> ( 1 ) ع : - عارف خام طمع در طمع خام افتاد . ( 2 ) صافات : 6 و 7 .